السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
213
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
رد نظريهء شبح متن ولو كان الموجود فى الذهن شبحاً للأمر . . . تَوقّف العلم بالمحكىّ على الحكاية . ترجمه اگر آنچه كه موجود در ذهن است شبح موجود خارجى بوده و نسبتش به آن ( يعنى به موجود خارجى ) نسبت عكس به صاحب عكس باشد ، عينيت ماهوى بين صورت ذهنى و معلوم خارجى از بين خواهد رفت . و سفسطه رخ خواهد نمود ، به جهت آنكه علوم ما همه جهل خواهند بود . مضافاً به اينكه فعليت انتقال از حاكى ( شبح ذهنى ) به محكى ( موجود خارجى ) توقف دارد بر سبق علم به محكى ( موجود خارجى ) ، در حالى كه فرض بر آن است كه علم به محكى ، توقف دارد بر حكايت حاكى از آن . شرح شبه ، نماد كمرنگى از يك چيز است كه خوب او را نشان نمىدهد . معجم الوسيط مىنويسد : « المشبه ما بدا لك شخصه من بُعد و شبه الشىء ظِلّه و خياله » . قائل به شبح چنين مىانديشد كه آنچه در ذهن حاصل مىشود تصوير كم رنگى از خارج است . شباهت صورت ذهنى با خارج همانند شباهت عكس جامد نسبت به صاحب عكس كه زنده و متحرك هست ، مىباشد . گرچه عكس و صاحبش از بسيارى از جهات ، شبيه هم مىباشند ، اما از جهات بسيارى هم از يكديگر بيگانهاند . مانند آنكه عكس ، صامت است و صاحب عكس گوياست يا عكس ، جامد است و صاحب عكس ، متحرك يا عكس بىروح است و صاحب آن با روح در هر حال عكس همه چيز صاحب خود را نشان نمىدهد . حال اگر قرار باشد موجود در ذهن تمام گوياى خارج نباشد عينيت ذهن و خارج